
ساعت دارد می دود
من، تنها، اینجا، از هراس نبودن آرامشی
دستم را مشت می کنم و ضربه می زنم به سینه ام
جای امن قلبم
قلب زخم خورده ام
دلم تنگ شده
تیک تاک
کمی منتظر بمان
کمی آرامتر
تیک تاک ...
تو باران بودی اما اینجا مدت هاست قحطی آمده
تیک تاک
ساعت، سال را تمام می کند و من، تنهاتر می شوم یکسال
_ سلام
_ عیدتون مبارک
_ می شناسمت
_ کاش ... اینجا را ...
_ من بودم اما تو بهانه گرفتی
_ گاهی خالی می شوم از هرچیز حتی خالی از خودم
برچسب:
نویسنده: آرین باقری